وبالفرض اگر از راه سياست قاطع طريق را هم سوختن فرموده باشد ، محل طعن نمىتواند شد ; زيرا كه فعل او با فعل معصوم مطابق افتاد ( 1 ) .
أقول :
در كتب شيعه در مطاعن ابوبكر سوختن فجائه سلمى مذكور است ، چنانچه در عبارت “ تجريد “ گذشت .
و مولانا محمدباقر مجلسى - عليه الرحمه - در طعن هشتم از مطاعن ابوبكر - متضمن جهل او به احكام فقهيه و مسائل شرعيه - در مقام تعداد امورى كه جهل ابوبكر به آنها ثابت شده گفته :
پنجم : آنكه فجائه سلمى را كه اطاعت او نكرد به آتش سوزانيد ، با آنكه توبه كرد ، و بعضى گفتهاند : در ميان آتش شهادتين به آواز بلند مىگفت تا سوخت .
و قبول توبه نكردن و به آتش عذاب كردن هر دو بدعت بود در دين خدا .
و صاحب “ مواقف “ نيز نقل كرده است كه : او دعوى اسلام كرد ( 2 ) .
هامش
1 . تحفه اثناعشريه : 282 - 283 .
2 . [ ب ] مواقف : 7 / 357 ( طبع مصر 1325 ) .
[ قال صاحب المواقف : قلنا : وإحراق فجاءة لاجتهاده وعدم قبول توبته ; لأنه زنديق ، ولا تقبل توبة الزنديق في الأصح . انظر : المواقف 3 / 599 ، 611 ] .