اجتررناه فألقيناه في بئر ! ( 1 )
و اين صريح است كه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله و سلم ) اين سارق را در مرتبه خامسه به كشتن فرمود ، و اصحاب او را قتل نمودند ، حال آنكه سرقت اگر چه مكرر شود مبيح قتل نيست ، پس چگونه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله و سلم ) بىوجه او را قتل فرموده باشند ؟ !
و چنانچه عجز اين حديث دليل بطلان آن است ، همچنين صدر آن هم دلالت واضحه بر فساد آن دارد ; زيرا كه صدر آن اين است :
جيء بسارق إلى النبيّ صلى الله عليه [ وآله ] و سلم فقال : اقتلوه ، فقالوا : يا رسول الله ! [ ص ] إنّما سرق . قال : اقطعوه ( 2 ) .
و همچنين سه بار مذكور است كه آن حضرت حكم به قتل او مىفرمود ، و اصحاب عرض مىكردند كه : ( إنّما سرق ) ، پس آن حضرت مىفرمود : ( اقطعوه ) تا آنكه در مرتبه چهارم مقتول شد ، و اين صريح است كه آن حضرت ( صلى الله عليه وآله و سلم ) سه بار بىوجه حكم به قتل او داد ، و چون اصحاب تنبيه آن حضرت بر اين خطاى صريح - العياذ بالله من ذلك - نمودند ، از آن باز مىآمد ، و حكم به قطع او مىفرمود ، و ظاهر است كه صدور حكم به قتل غير
هامش
1 . مشكاة المصابيح 2 / 1068 .
2 . در مشكاة المصابيح 2 / 1068 در نرم افزار كامپيوترى ، وچاپ دارالفكر بيروت ، و شروح و تعليقههاى مشكاة عبارت فوق نبود ، ولى در مصادرى كه از آن نقل نموده موجود است ، مراجعه شود به : سنن ابوداود 1 / 341 ، سنن نسائى 8 / 90 ، سنن بيهقى 8 / 272 ، و قريباً همين روايت از ابن الهمام در فتح القدير نيز خواهد آمد .