تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
عصمت آن حضرت است - مىنمايد ، و حظّ وافر از عدوان وشنآن و نصب و طغيان مىربايد . و اما دعوى اين معنا كه : قطع يسار سارق با وصفى كه مخالف شرع و گناه است ، ليكن قادحِ عدالت و امامت ابى بكر نيست . پس طرفه ادعائى است كه دلالت تمام دارد بر تعصب و عدم تأمل ! چه هرگاه قطع اعضاى مردم بر خلاف شرع - كه از معاصى عظيمه و جرائم كبيره است - قادح عدالت و امامت نيست ، باز كدام امر است كه قادح آن خواهد بود ؟ ! عجب عدالتى و امامتى است كه با وصف ارتكاب چنين ظلم صريح و عدوان قبيح ، خللى در آن متطرق نمىشود ، و اين امامت نشد ، قيامت شد . بالجمله ; شناعت قطع اعضاى اهل اسلام - بلا استحقاق - نهايت ظاهر است ، و قادح بودن آن در عدالت و امامت به غايت باهر ; نصب امام براى همين است كه احكام الهيه و حدود شرعيه را بر وفق حكم خدا و رسول ( صلى الله عليه وآله و سلم ) جارى نمايد ، وهرگاه او به مرتبه [ اى ] جاهل و نادان باشد كه بر خلاف شرع من تلقاء النفس مثل عوامِ بى باك آنچه خواهد حكم به آن دهد ، و اعضاى مردم را به غير نهج شرع ، قطع و بريده كند ، چگونه امام بر حق مىتواند شد ؟ ! وهذا في غاية الظهور ، و لكن ( مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُور ) ( 1 ) .
هامش
1 . النور ( 24 ) : 40 .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 296 | سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي / برات على سخى داد / مير احمد غزنوى / غلام نبي باميانى