و ولى الله در “ ازالة الخفاء “ گفته :
خلافت را هرگاه به وصف “ راشده “ مقيد گردانيم ، معنايش آن باشد كه نيابت پيغامبر صلى الله عليه [ وآله ] و سلم [ است ] در كارهايى كه پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] و سلم بنابر وصف پيغامبرى مىكرد از اقامه دين ، و جهاد اعداء الله ، و امضاى حدود الله ، و احياى علوم دينيه ، و اقامه اركان اسلام ، و قيام به قضا و افتا ، و آنچه به اين قبيل تعلق دارد به وجهى كه از عهده ماوجب بر آيد و عاصى نباشد .
و مقابل آن خلافت جائره است كه در بسيارى از احوال ، مخالف شرع به عمل آرد و از عهده واجب بر نيايد ، و معطل گذارد بسيارى از آنچه مىبايد ، تا آنكه عاصى ‹ 306 › باشد در خلافت خود ، مثلا اقامه حدود نمىكند ، و احياء علوم دين نمىنمايد ، يا اقامه به وصفى مىكند كه شرع به آن حكم نفرموده ، به جاى رجم ، مىسوزد ، و به جاى قصاص ، رجم مىنمايد . ( 1 ) انتهى .
و از اين عبارت ولى الله به غايت صراحت واضح است كه : اقامه حدود به وصفى كه شرع به آن حكم نفرموده ، مستلزم سلب وصف ( رشادت ) از
هامش
1 . [ الف و ب ] مقصد اول از فصل ششم از مقصد اول كتاب . ( 12 ) .
[ ازالة الخفاء 1 / 256 - 257 ] .