نساختهاند ، چنانچه از ملاحظه قول محقق خواجه - عليه الرحمة - : ( واضطرب في كثير من أحكامه . . ) معلوم شد .
و مولانا محمد باقر مجلسى ( رحمه الله ) در كتاب “ حق اليقين “ در مطاعن ابوبكر گفته :
طعن هشتم آن است كه : جاهل بود به اكثر احكام دين و تفاسير الفاظ قرآن كه اكثر صحابه مىدانستند در بسيارى از مواضع ، پس اين طعن مشتمل است بر چندين طعن ، و ما در اين رساله چند موضع ( 1 ) را ذكر مىكنيم ( 2 ) .
بعد از آن پنج وجه ذكر نموده .
و چون مخاطب اين طعن را به سه قسم منقسم ساخته ، جواب هر قسم در تلو آن نوشته ، ما نيز كلام او را سه پاره كرده دفع هر يك از اجوبه ادله ثلاثه مذكوره [ را ] تحرير مىنماييم .
پس بدان كه آنچه مخاطب - سارق هفوات كابلى ! - در مقام دفع طعن از قطع يسار سارق گفته خلاصه اش اين است كه : قطع يسار سارق از ابوبكر دوبار به وقوع پيوسته و هر دو مرتبه موافق حق و مطابق شرع بوده ، و اگر چه مخاطب بر همين قدر اكتفا كرده ، ليكن دگر علماى اهل سنت در مقام جواب از اين طعن هفوات ديگر هم بر زبان آوردهاند ، ابن حجر در “ صواعق محرقه “ گفته :
هامش
1 . در [ الف ] اشتباهاً : ( مواضع ) آمده است .
2 . [ ب ] حق اليقين : 217 ( طبع ايران ) .