تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
رابعاً يقطع رجله اليمنى ، ثم إذا سرق بعده يعزّر ويحبس ، وهو المروي عن أبي بكر . . . وهو قول قتادة ، وإليه ‹ 303 › ذهب مالك والشافعي وإسحاق بن راهويه ( 1 ) . و چون حكم ابوبكر موافق حكم پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] و سلم واقع شد ، محل طعن نماند ، و ظاهر است كه ابوبكر حنفى نبود تا خلاف مذهب حنفيه نمىكرد . و بار دوم سارقى را پيش او آوردند كه اَقطع اليد اليمنى والرِجْل بود ، پس دست يسار او را بريدن فرمود ، و در اينجا هم مذهب اكثر علما همين است كه اين قسم شخص را دست چپ بايد بريد ، و اين قصه را امام مالك در “ موطأ “ - به روايت عبدالرحمن بن قاسم ، عن أبيه - آورده كه : شخصى از اهل يمن كه دست و پاى او بريده بود ، نزد ابوبكر آمد و در خانه او نزول كرد ، و شكايت عامل يمن عرض كرد كه : بر من ظلم كرده و مرا به تهمت دزدى دست و پا بريده . و اكثر شب تهجد مىگزارد ، تا آنكه ابوبكر گفت كه : قسم به خدا كه شب تو به شب دزدان نمىماند ، اتفاقاً زوجه ابوبكر - كه اسما بنت عميس بود - زيور خود را گم كرد ، و مردمِ خانه ابوبكر بيرون آمدند ، و چراغ گرفته تفحص مىكردند كه مبادا در جايى افتاده باشد ، و آن دست بريده نيز همراه مردم مىگشت ، و مىگفت كه : بار خدايا سزا ده كسى را كه اين خانه نيكان را به دزدى رنج داده ، آخر مردم مأيوس شده برگشتند ، بعد
هامش
1 . شرح السنّة 5 / 490 .