زهرا ( عليها السلام ) به وقوع آمد ، نزد ابوبكر به ثبوت نرسيد ، اما اگر مرضى حضرت زهرا به گرفتن فدك بود ، پس چرا ابوبكر استادگى كرد ، و به خدمت ايشان نگذرانيد تا اين گفتگوى رنجش در ميان نمىآمد ؟ ! گو به صلح و صفا انجاميده باشد .
رفع اين شبهه آن است كه ابوبكر را در اين مقدمه ابتلاى عظيم پيش آمده بود ، اگر استرضاى خاطر مبارك حضرت زهرا ( عليها السلام ) مقدم مىداشت ، به دو وجه رخنه عظيم در دين راه مىيافت :
اول : آنكه مردم به يقين گمان مىبردند كه خليفه در امور مسلمانان به تفاوت حكم مىكند ، و رعايت مىنمايد ، و بى ثبوت دعوى برود ( 1 ) از آن مدعاى ايشان حواله مىكند ، و از ديگران - كه عوام الناس اند - اثبات دعوى و شهود و گواه خاطرخواه خود مىخواهد .
و اين گمان بد موجب فساد عظيم بود در دين تا قيام قيامت ، ديگر قضات و حكام اين دستور العمل را پيشواى كار خود مىساختند ، و جابجا مداهنه و مساهله و جانب دارىها به اين دست آويز [ به ] وقوع مىآمد .
هامش
1 . تنها معناى مناسبى كه براى آن پيدا شد : برود جمع بريد به معناى : قاصد ، نامه بر ، رسول و فرستاده است . رجوع كنيد به لغت نامه دهخدا .