جواب سوم كه شيعه گفتهاند آن است كه : مردم بدانند كه شهادت حضرت امير ( عليه السلام ) براى جرّ نفع خود نبود ، حسبةً لله بود .
در اين جواب نيز خللها است :
اول : آنكه مردمى كه گمان فاسد به حضرت امير ( عليه السلام ) داشته باشند ، در اين مقدمه همان مردم خواهند بود كه ردّ شهادت ايشان در باب هبه يا وصيت نمودند ، و آن مردم در زمان ‹ 281 › خلافت حضرت امير ( عليه السلام ) مرده بودند ، از نگرفتن در زمان خلافتِ خود ، آنها چه قسم اين معنا را توانستند [ دانست ] ؟ ! ( 1 )
دوم : آنكه چون بعضى از اولاد حضرت امير ( عليه السلام ) گرفتند ، نيز نواصب و خوارج را توهم شده باشد كه شهادت حضرت امير ( عليه السلام ) براى جرّ نفع به اولاد خود بود ، بلكه در زمين و ملك و باغ ، نفع اولاد بيشتر منظور مىافتد از نفع خود ، پس مىبايست كه اولاد خود را نيز وصيت مىفرمود كه هرگز اين را نخواهند گرفت ، تا در شهادت من خلل نيايد .
و نيز بر ( 2 ) اولاد او را دو اقتدا مانع گرفتن مىشد : يكى اقتدا به حضرت زهرا ( عليها السلام ) ، دوم اقتدا به حضرت امير ( عليه السلام ) .
جواب چهارم از طرف شيعه آنكه : اين همه بنابر تقيه بود .
هامش
1 . زياده از مصدر .
2 . در مصدر ( بر ) نيامده است .