و در اين جواب خلل آن است كه هرگاه كه امام خروج فرمايد و به جنگ و قتال مشغول شود ، او را تقيه حرام مىگردد ، چنانچه مذهب جميع اماميه همين است ، و لهذا حضرت امام حسين ( عليه السلام ) هرگز تقيه نفرمود و جان خود را در راه خدا صرف كرد ، پس در زمان خلافتْ حضرت امير ( عليه السلام ) اگر تقيه مىفرمود مرتكب حرام مىشد ، معاذ الله من ذلك .
و با قطع نظر از اين همه در كتاب “ منهج الكرامة “ شيخ ابن مطهر حلى چيزى گفته است كه به سبب آن اشكال از بيخ و بن بركنده شد ، و اصلا جاى طعن بر ابوبكر نماند ، وهو :
انه لمّا وعظت فاطمة أبا بكر في فدك ، كتب لها كتاباً وردّها عليها ( 1 ) .
پس بر تقدير صحت اين روايت هر دعوى كه بر ذمه ابوبكر بود - خواه ميراث ، خواه هبه ، خواه وصيت - ساقط گشت ، پس شيعه را به هيچ دعوى جاى طعن نماند .
باقى ماند اينجا دو شبهه كه اكثر به خاطر شيعه و سنى مىگذرند :
شبهه اول : آنكه هر چند دعوى ميراث و دعوى هبه كه از حضرت
هامش
1 . منهاج الكرامة : 104 .