پس چه دين و ايمان است كه بعدِ ثبوت عصمت و حقيت آن حضرت - به اين مثابه كه حق ضوء افعال آن جناب باشد ، و حق با آن حضرت بگردد ، و تابع آن جناب باشد - نغمه تخطئه آن حضرت به نفى ميراث در متروكه آن حضرت ، و عدم ثبوت ملك آن حضرت فدك را به طريق نحله نوازند و تصويب ( 1 ) ابى بكر در نفى ميراث و عدم حكم به ثبوت نحله حسب دعوى حضرت فاطمه ( عليها السلام ) و شهادت جناب اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) مطمح نظر دارند ؟ !
و لله الحمد كه بعدِ آنكه حق تابع و دائر با جناب اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) باشد ، و هم افعال آن جناب عين حق و صواب ، در ظهور ظلم و عدوان ابى بكر اصلا ريب و شك نمىماند ، ( فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ ) ( 2 ) . .
( وَكَفَى اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ ) ( 3 ) .
و نيز قبل از اين شنيدى كه طيبى در شرح حديث « إن الله سيهدي قلبك ويثبت لسانك » كه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله و سلم ) به خطاب حضرت ولايت مآب - عليه سلام الملك الوهاب - فرموده ، گفته آنچه محصلش اين است كه :
مراد آن است كه : ارشاد خواهد نمود حق تعالى تو را به سوى راه استنباط قياس بر آنكه محل آن قلب توست ، پس شرح خواهد كرد قلب تو [ را ] ، و
هامش
1 . ( نوازند و تصويب ) در [ الف ] خوانده نمىشد ، از نسخه [ ج ] استفاده شد .
2 . يونس ( 10 ) : 32 .
3 . الاحزاب ( 33 ) : 25 .