اما آنچه گفته : پس به عمل ائمه معصومين ( عليهم السلام ) از اهل بيت معلوم شد كه در تركه آن حضرت عليه [ وآله ] السلام ميراث جارى نيست .
جوابش آنكه : دانستى كه از عمل ائمه معصومين [ ( عليهم السلام ) ] - بر تقدير تسليم - عدم جريان ميراث در تركه آن حضرت ثابت نمىشود .
اما آنچه گفته : و در حل اين اشكال نيز رجوع به قول معصوم ( عليه السلام ) نموديم و به كتب شيعه التجا برديم : روى الكليني عن أبي عبد الله . . إلى آخره .
پس جوابش آنكه : حديث مذكور در تفسير و تاويل آيه مذكوره وارد نشده ، و غايت آنچه حديث مذكور بر آن دلالت مىكند آن است كه : استعمال لفظ ميراث در غير اموال نيز وارد شده ، و اين معنا را كسى منكر نيست ، كلام در اين است كه لفظ ميراث در وقت اطلاق بدون قرينه در غير ميراث اموال مستعمل نشده . و از اثبات وراثت علمى ، نفى توريث مال لازم نمىآيد .
و چگونه حضرت جعفر صادق ( عليه السلام ) نفى وراثت مال مىفرمودند ، حال آنكه جناب سيدة النسا فاطمه زهرا ( عليها السلام ) و حضرت على مرتضى ( عليه السلام ) به آيه كريمه : ( وَوَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ ) ( 1 ) ، و آيه ( يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ ) ( 2 ) استدلال بر اينكه انبياء مورّث و وارث مىشوند به مقابله ابوبكر كرده بودند .
در “ كنزالعمال “ مذكور است :
هامش
1 . النمل ( 27 ) : 16 .
2 . مريم ( 19 ) : 6 .