أثراً ولا عيناً من العيب والشين ، وهل هذا إلاّ محض التعصّب والعناد ؟ ! والله الهادي إلى السداد .
اما آنچه گفته : در آخر خطبه اش اينهم هست كه : من معصوم نيستم ، پس اطاعت من بر شما در همان امور فرض است كه موافق سنت پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) و شريعت خدا باشد .
پس جوابش آنكه : بنابر اين كلمه هم ابوبكر لايق خلافت نباشد ; زيرا كه در مبحث شرايط امامت گذشت كه عصمت امام از شرايط امامت است ( 1 ) .
و نيز اين قول او دليل واضح است بر آنكه او از اولى الامر خارج بود ، قال الله تعالى : ( أَطِيعُوا اللّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الأمْرِ مِنْكُمْ ) ( 2 ) .
و به موجب اين قول اطاعت اولى الامر بر سبيل اطلاق ، مانند اطاعت خدا و رسول او صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم فرض است ، و هرگاه كه ابوبكر گفت : ( أطيعوني ما أطعت الله ) ، پس او از اولى الامر نباشد .
اما آنچه گفته : و اين عقيده اى است كه تمام اهل اسلام بر آن اجماع دارند .
پس كذب محض و دروغ صرف است ; زيرا كه فرقه شيعه - بلا شبهه و شك - داخل در فرق اهل اسلام هستند ، و عقيده شان مخالف اين عقيده است .
هامش
1 . اشاره است به كتاب “ برهان السعادة “ از مؤلف ، مراجعه شود به مقدمه تحقيق .
2 . النساء ( 4 ) : 59 .