پس دعوى اجماع اهل سير بر اين معنا باطل محض و كذب صريح است ، و بالفرض اگر بعضِ اتباع و اشياع ابوبكر ادعاى اين معنا نموده باشند ، شيعه آن را كى باور مىدارند تا بر ايشان حجت تمام شود .
‹ 128 › ( 1 ) اما آنچه گفته : على مرتضى [ ( عليه السلام ) ] در جواب گفت : من مأمورم .
پس بر فرض صحت ، مقصود آن حضرت ( عليه السلام ) از اين كلمه آن بود كه :
من مأمور جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) هستم نه امير بالاستقلال .
نه آنچه مخاطب ايهام آن قصد كرده ، يعنى : مأمور توام اى ابوبكر .
‹ 1 / 128 › ( 2 ) اما آنچه گفته : پس لابد اين عزل ابوبكر را - كه در مقدمه چند آيه قرآنى واقع شده - وجهى مىبايد وراى عدم لياقت و قصور قابليت ، و الاّ نصب ابوبكر در امرى كه خيلى جليل القدر است ، و عزل او از اين كارِ سهل ، صريح خلاف عقل است .
پس مخاطب عالى تبار - كه بار بار اهانت و استحقار اين كار جليل المقدار بر زبان گهربار مىراند - به حقيقت بغض و عناد حضرت حيدر كرار و جسارت خود بر معارضه جناب رسول مختار ( صلى الله عليه وآله ) ، بلكه خداى جبار و ايزد قهار به منصه اثبات و اظهار مىرساند !
هامش
1 . بازگشت به صفحه : 178 از نسخه [ الف ] .
2 . از اينجا به بعد نيز در نسخه [ الف ] بعد از صفحه : 128 آمده است .