تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
آن گردانيده ، و در حقيقت به اين ادعاى باطل - علاوه بر اظهار كمال ناصبيت و عداوت خود - دست از اسلام ظاهرى هم برداشته كه - معاذالله - از آن اعتراض عظيم بر خدا و رسول او ( صلى الله عليه وآله و سلم ) كه اين كار را تعظيم و تبجيل نمودند ، لازم مىآيد . و از آن هم اَطرف آنكه از اين توهين و تسهيل ، تحميق و تضليل ابى بكر هم به وجه اتم ظاهر مىشود . چهارم : آنكه قول او : ( پس لابد آن شخص هم عظيم القدر و بزرگ مرتبه باشد مثل ابوبكر ) ، تصريح صريح است به عظمت و جلالت اين كار كه از آن انحصار آن در شخص عظيم المرتبه و بزرگ مرتبه كه مثل ابوبكر باشد ظاهر است ، پس به حقيقت در قول سابق از اين - كه نهايت توهين و تحقير اين شرف خطير نموده - كمال عناد و تعصب و وقاحت و بى باكى خود ، حسب قول خود ظاهر ساخته ، و به اين تحقير و توهين ، ذمّ و تهجين ابى بكر هم به غايت قُصوى رسانيده كه كارى را كه حسب افاده او از ابى بكر نمىتواند شد ، و منحصر در شخص عظيم القدر جليل المرتبه كه مثل ابى بكر باشد ، به حدى بىوقع و بى قدر ساخته كه هر قارى و حافظ - ولو كان فاسقاً ماجناً جاهلا فاجراً - لايق آن پنداشته . پنجم : آنكه قول او : ولهذا جناب پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم على مرتضى [ ( عليه السلام ) ] را براى اين كار امير ساخت . انتهى .