است كه بر مردم خوانم ، و اين كلمات چهارگانه را به مردم رسانم ، ابوبكر فى الحال آيات را تسليم على [ ( عليه السلام ) ] كرد ، بعد از آن چون از اين مهمات فارغ گشتند و به مدينه مراجعه نمودند ابوبكر صديق نزد حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم رفت و گفت : يا رسول الله ! . . . ( 1 ) چه صورت از من واقع شد كه سوره را از من بگرفتى ؟
و روايتى آنكه : از راه برگشت و اين سخن به عرض رسانيد . ( 2 ) انتهى مختصراً .
و در “ حبيب السير “ گفته :
بعد از توجه اميرالمؤمنين ابى بكر صديق ، جبرئيل امين [ ( عليه السلام ) ] بر حضرت سيدالمرسلين صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم نازل گشته گفت : « فرمان ربّ العالمين چنان است كه : اداى رسالت نكند الا تو يا شخصى كه از تو باشد » ، لاجرم حضرت خاتم صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم على كرم اللهوجهه [ ( عليه السلام ) ] را طلبيده ، و بر حكم الهى مطلع گردانيده ، فرمود كه : « از عقب صديق اكبر بشتاب و اوائل برائت را از وى بستان » ( 3 ) . . . الى آخر .
و در “ مدارج النبوة “ مسطور است :
هامش
1 . در [ الف ] به اندازه چند كلمه سفيد است .
2 . در روضة الاحباب ، ورق : 157 - 156 ، سطر اخير سقط شده ، ولى در چاپ مطبعه انوار محمدى امين آباد لكهنو سنه 1297 صفحه : 360 موجود است .
3 . [ ب ] حبيب السير مجلد اول ، جزء سوم : 71 ( طبع هند ، سنه 1273 ) . [ حبيب السير 1 / 402 ] .