بطلبيد و او را از كيفيت واقع خبردار گردانيد ، و گفت : « برو از عقب ابى بكر ، و اوائل سوره برائت ‹ 172 › [ را ] ( 1 ) از او بگير ، و در موسم حج بر مردم بخوان ، و اين چهار كلمه را به مردم رسان :
يكى : آنكه در نيايد در بهشت مگر نفسى كه مؤمن باشد .
دوم : آنكه عريان طواف خانه كعبه نكنند .
سوم : آنكه بعد از امسال هيچ مشرك حج نگزارد .
چهارم : آنكه هر كس از كافران كه عهدى از خدا و رسول او صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم داشته باشد ، و آن عهد مؤجل بود ، در عهد خود ثابت باشد تا انقضاى آن مدت ; و اگر عهدى نداشته باشد اصلا ، يا عهد وى موقت نبود ، وى تا مدت چهار ماه در امان باشد ، و بعد از آن اگر مسلمان نشود ، مال و خون وى هدر بود » .
و ناقه خاصه خود عضبا [ را ] ( 2 ) به على ( عليه السلام ) داد تا بر آن سوار شود ، و به جهت تنفيذ امور مذكوره از عقب ابوبكر روان شد ، و در راه در منزل ضجنان ( 3 ) يا عرج به وى رسيد ، و ابوبكر پرسيد از على ( رضي الله عنه ) [ ( عليه السلام ) ] كه : امير آمده اى يا مأمور ؟ گفت : مأمورم ، و لكن سوره را به من ده كه حكم چنين
هامش
1 . زياده از مصدر .
2 . زياده از مصدر .
3 . [ الف و ب ] ضجنان - بضاد معجمة وجيم ونونان بينهما ألف كسكران - : كوهى است نزديك مكه معظمه . ( 12 ) . [ انظر : الصحاح 6 / 2154 ، معجم ما استعجم 2 / 856 ، لسان العرب 13 / 253 . . وغيرها ] .