طلب فرمود ، و بر ناقه عضبا سوار ساخته ، از عقب ابوبكر . . . فرستاد ، و امر كرد كه : « آيات را از وى گرفته خود قرائت كن » ، و چون از اين حال پرسيدند ، جواب داد كه : جبرئيل به من آمد و گفت : « اداى اين پيغام نكند مگر تو يا كسى كه از تو باشد » ( 1 ) . . . الى آخر .
و در معارج مسطور است :
جبرئيل فرود آمده ، پيغام به حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم رسانيد كه : « بايد هيچ كس تبليغ رسالت نكند الا تو يا على ( عليه السلام ) » .
و به روايتى : « مگر تو يا مردى كه از تو باشد » .
و چون اميرالمؤمنين على ( رضي الله عنه ) [ ( عليه السلام ) ] از ميان قوم عشيره به زيادتى قربت و قرابت به رسول صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم اختصاص داشت ، آن سرور جناب ولايت پناه ( رضي الله عنه ) [ ( عليه السلام ) ] را از كيفيت واقعه آگاه گردانيد ، و فرمود كه : « از عقب ابوبكر برو ، و اوائل سوره برائت را از وى بستان . . . » الى آخر ( 2 ) .
و در كتاب “ روضة الاحباب “ مذكور است :
ابوبكر پنج بدنه به جهت هدى خاصه خويشتن با خود ببرد ، و از مسجد ذوالحليفه احرام بست و روان شد ، جبرئيل ( عليه السلام ) بر حضرت رسول خدا صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم نازل شد و گفت : « اداى رسالت و پيغام نكند الا تو يا كسى كه از تو باشد » ، آن سرور صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم على مرتضى ( رضي الله عنه ) [ ( عليه السلام ) ] را
هامش
1 . [ ب ] تفسير حسينى : 260 ، ( طبع نول كشور هند ، سنه 1288 ) . [ تفسير حسينى : 299 ] .
2 . معارج النبوة 4 / 248 .