تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
چهارم : آنكه اگر يك دليل واقعى هم بر خلافت ابوبكر مىبود ، او در صحت خلافت خود وقت وفات شك نمىكرد ، چه جا براهين كثيره ! ! حال آنكه به روايت صاحب “ كنزالعمال “ - كه از محدّثين ثقات مثل ابوعبيده و خثيمه بن سليمان و طبرانى و ابن عساكر و ضياء مقدسى نقل كرده - ثابت است كه ابوبكر در وقت وفات خود گفت : . . أمّا الثلاث التي وددت أني سألت عنهنّ رسول الله صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم ، فوددت أني سألته فيمن هذا الأمر ، فلا ننازعه ( 1 ) أهله . . ! وددت أني كنت سألته هل للأنصار في هذا الأمر شيء ! ( 2 ) . حاصل آنكه دوست داشتم كه من سؤال مىكردم جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را كه امر خلافت در كدام كس است ، پس ما به اهل خلافت ‹ 141 › منازعه نمىكرديم ، و دوست داشتم كه من سؤال مىكردم از آن حضرت كه آيا براى انصار در امر خلافت چيزى هست . انتهى محصله . در اينجا مثل : ( مدعى سست ، گواه چيست ؟ ) صادق مىآيد كه بيچاره ابوبكر در صحت خلافت خود شك مىنمايد ، و مىگويد كه اگر مستحق خلافت را مىشناختم با او منازعه نمىكردم ، و نمىدانم كه آيا انصار را در خلافت ، حق است يا نه ، و حضرات اهل سنت ادعا مىكنند كه چون براهين
هامش
1 . في المصدر : ( ينازعه ) . 2 . كنزالعمال 5 / 632 .