جواب اين طعن موقوف بر بيان اين قصه است ، موافق آنچه در كتب معتبره فن سير و تواريخ ثابت است ، بايد دانست كه : خالد بعد فراغ از مهم طليحة بن خويلد اسدى مُتنبّى كه به اغواى شيطانى اين دعوى باطل آغاز نهاده بود ، به نواحى بطاح توجه نمود ، وسرايا به اطراف و جوانب فرستاد ، و بر طريقه مسنونه جناب پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم فرمود تا بر سر قومى كه بتازند ، اگر آواز ( 1 ) اذان در آن قوم بشنوند ، دست از غارت و قتل و نهب باز دارند ، و اگر آواز اذان به گوش ايشان نرسد ، آن مقام را دارالحرب قرار داده ، دستِ قتل و غارت بگشايند ، و دود از دمار آن قوم برآرند .
اتفاقاً سريه [ اى ] كه ابوقتاده انصارى نيز در ميانشان بود ، مالك بن نويره را - كه به امر آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم رياست بطاح ، و خدمت
هامش
1 . در [ الف ] به جاى : ( آواز ) اشتباهاً : ( او ) نوشته شده است .