قال : طعن دوم :
آنكه مالك بن نويره زنى جميله داشت ، خالد بن وليد كه اميرالامراى ابوبكر بود ، به طمع ازدواجش ، مالك را كه مرد مسلمان بود بكشت ، و همان شب زن او را به حباله نكاح در آورده ، مجامعت كرد ، و تا زمان انقضاى عده وفات كه چهار ماه و ده روز است توقف نكرد ، حال آنكه زنا واقع شد ; زيرا كه نكاح در اثناى عده درست نيست ، و ابوبكر صديق نه بر خالد حد زنا زد ، و نه از وى قصاص گرفت ; و حال آنكه استيفاى قصاص و اجراى حد بر ابى بكر واجب بود ، و عمر در اين كار بر وى انكار نمود ، و به خالد گفت كه اگر من والى اين امر مىشوم از تو قصاص مىگيرم ( 1 ) .
هامش
1 . [ الف ] در مرافض الروافض مذكور است :
طعن هفتم : مالك بن نويره زنى جميله داشت ، خالد به طمع ازدواجش مالك را - كه مردى مسلمان بود - بكشت و همان شب زن او را به حباله نكاح در آورده مجامعت كرد ، و تا زمان انقضاى عده وفات زوج كه به مقتضاى كريمه : ( وَالَّذينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنْكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْواجاً يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُر وَعَشْراً فَإِذا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ فيما فَعَلْنَ في أَنْفُسِهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَاللّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبيرٌ ) .
[ سورة البقرة ( 2 ) : 234 ] چهار ماه و ده روز است و نكاح در آن درست نيست ، توقف نكرد .
و ابوبكر صديق بر خالد نه حد زنا كه به سبب مباشرت - مع عدم صحت مناكحت - لازم آمده بود جارى كرد ، و نه از وى قصاص گرفت ، و حال آنكه استيفاى قصاص و اجراى حد بر ابوبكر واجب بود ، و عمر از اين كار بر وى انكار كرد ، و به خالد گفت : اگر من والى اين امر مىشوم ، از تو قصاص مىگيرم . ( 12 ) . [ مرافض الروافض : لم نعلم بطبعه ، ولا نعرف له نسخة فعلا ، نقل عنه الشيخ الأميني في الغدير 1 / 142 فقال : حسام الدين بن محمد با يزيد السهارنپوري ، صاحب مرافض الروافض ] .