پس اين امر را ، البته جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) مىدانست كه ابوبكر بعد [ از ] آن جناب به غصب و ظلم خليفه خواهد شد ، و صحابه اشرار بر او اجماع خواهند كرد .
و اجماع صحابه اخيار بر او هرگز ثابت نشده ، بلكه افضل و اخير صحابه كه جناب على بن ابى طالب ( عليه السلام ) بود ، تا شش ماه بيعت ابى بكر ننمود ، و همچنين ساير بنى هاشم كه در ايشان صحابه اخيار بودند ، به متابعت آن جناب بيعتش نفرمودند ، و ابوذر ( رضي الله عنه ) و عمار ( رضي الله عنه ) و سلمان ( رضي الله عنه ) و مقداد ( رضي الله عنه ) و غير ايشان از بيعت او تخلف نمودند ، و سعد بن عباده - كه به نزد اهل سنت از صحابه اخيار است - بيعتش نكرد ، و بيعت عمر هم ننمود تا آنكه مرد ، و به همين جهت فخر رازى در “ نهاية العقول “ قائل شده به آنكه اجماع ‹ 109 › بر بيعت ابوبكر حاصل نشده مگر بعد [ از ] موت سعد بن عباده ! ( 1 ) و همچنين انصار در خلافت ابى بكر نزاع نمودند .
اما آنچه گفته : چنانچه حديث . . . الى آخر .
پس هرگاه به مضمون اين حديث موضوع و امثال آن ، جمهور اهل سنت اعتقاد نداشته باشند ; استدلال به آن در مقابله شيعيان ، دليل نهايت نادانى و موجب كمال سفاهت و پشيمانى است .
بلكه خود فاضل ناصب در عقيده پنجم باب امامت گفته كه :
هامش
1 . نهاية العقول ، ورق : 272 ، صفحه : 549 .