قال : طعن هفتم :
آنكه ابوبكر صديق در استخلاف ، مخالفت آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم نمود ، و قطعاً معلوم است كه جناب پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم مصلحت و مفسده را خوب مىفهميد ، و كمال شفقت و رأفت بر امت خود داشت ، و كسى را بر امت خود خليفه مقرر نفرمود ، و ابوبكر عمر را خليفه نمود .
جواب از اين طعن به چند وجه گفتهاند :
اول : آنكه خليفه نكردن آن حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم براى امت ، صريح دروغ و بهتان است ; زيرا كه شيعه كلّهم قائل اند به اينكه جناب پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم حضرت امير ( عليه السلام ) را خليفه نمود ; و اگر ابوبكر هم اتباع سنت پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم خود كرده ، بر امت خليفه كرد ، مخالفت از كجا لازم آمد ؟
و اگر بر مذهب اهل سنت كلام مىكنند ، پس محققين اهل سنت نيز قائل به استخلاف اند در صلات و در حج ; و صحابه را كه رمزشناس پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم و دقيقه ياب و اشاره فهم آن جناب اطهر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم بودند ، همين قدر كافى بود .
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 381
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٣٨١