پس در صورت تسليم ، چه ضرور است كه كسى كه افضل از او باشد او را نيز مأمور او سازند ؟ و اگر چنين مىبود مىبايست كه حضرت اميرالمؤمنين على بن ابى طالب ( عليه السلام ) را نيز مأمور او مىنمود ( 1 ) .
و همين است جواب از آنچه گفته :
سوم : آنكه منظور جناب سَرور بود كه ابوبكر و عمر را مطلع سازند بر معاملاتى كه تعيناتيان را با سردار پيش مىآيد . . . الى آخر .
زيرا كه اگر منظور آن حضرت ( صلى الله عليه وآله ) اين مىبود گاهى حضرت اميرالمؤمنين على بن ابى طالب ( عليه السلام ) را مأمور كسى مىكرد ، و چون اين امر گاهى واقع نشده ، ما دانستيم كه حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) تقديم مفضول بر افضل [ را ] قبيح و مذموم مىدانست ، و هو المطلوب .
مگر اينكه فاضل ناصب بگويد كه : - العياذبالله - جناب ‹ 106 › رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) نمىخواست كه حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) به خلافت برسد ، لهذا آن حضرت را تابع كسى نكرده ، و تعليم و رياضت آن جناب ننموده [ است ] .
و حصول فتوح و غنائم اگر دليل حقيّت باشد ، بايد كه چنگيزخان و ديگر كفره فجره كه در سلطنت ايشان فتوح پى در پى حاصل شده ، بر حق بوده باشند !
هامش
1 . [ الف ] آرى ، اگر شيخين پدر اسامه را قتل مىكردند ، محتمل مىبود كه تسلى او در حصول رياست بر ايشان منحصر مىشد ! ( 12 ) .