يجب أن يصحّح ذلك قبل أن يعتمده ويحتجّ به ; فإنا ندفعه عنه أشدّ الدفع ( 1 ) .
اما آنچه گفته : هميشه رسم و عادت پادشاهان همين بوده است كه وزرا و امراى كبار را به عمل دارى ‹ 93 › و فوج دارى مىفرستند . . . الى آخر .
پس سبب اين ، نقصان و عجز پادشاهان است از سرانجام امور دنيوى ، و چون احكام شريعت و دين از جانب خدا مقرر مىشود ، حاجت در آن به احدى نيست .
اما آنچه گفته : اين وجه را خود جناب پيغمبر ( صلى الله عليه وآله ) ارشاد فرموده ، حاكم از حذيفة بن اليمان روايت مىكند . . . الى آخر .
پس منقوض است به چند وجه :
اول : آنكه اين روايت از اهل سنت است ، احتجاج به آن به مقابله شيعه غير صحيح است !
دوم : آنكه دليل وضع اين روايت هم ظاهر است ، چه اگر امر همچنين بودى كه پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) محتاج شيخين بود ، و بدون ايشان امور دين سرانجام نمىشد ، مىبايستى كه جناب رسالت مآب ( صلى الله عليه وآله ) عمر و ابى بكر را به غزوه ذات السلاسل و آن هم به مأمورى عمرو بن العاص حرام زاده نمىفرستاد ، و نيز اين هر دو را حكم روانگى با جيش اسامه نمىداد .
هامش
1 . الشافي 4 / 145 .