على ( عليه السلام ) را بطلبيد و فرمود : « تو اينجا توقف كن كه من به مدينه ميروم و هر كس از اصحاب كه از اين خانه بدر آيد ، او را از عقب من روانه ساز » .
به موجب فرموده حضرت صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم كار بند شد ، چندان كه رفيقان به ترتيب [ از ] ( 1 ) آنجا بيرون آمدند ، [ و ] ( 2 ) متعاقب پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم به تعجيل برفتند ، چون بر آن سرور رسيدند گفتند : يا رسول الله ! [ ص ] اخبار نفرمودى و متوجه گشتى ؟ جواب داد كه : « يهود قصد غدر كردند » ، و شرح گذشته با ياران باز راند ; و بعد از آنكه به منزل شريف مراجعه نمود ، محمد بن مسلمه را به نزد بنى النضير فرستاد كه در اين زمين اقامت نماييد ( 3 ) ، و ده روز شما را مهلت باشد ، بعد از آن مقرر است كه از اين قوم هر كس را كه بينند بكشند . ايشان به كارسازى رفتن مشغول شدند و خواستند كه روانه گردند ، عبدالله بن ابىّ بن سلولِ منافق پيغام فرستاد بدان قوم كه : به سخن محمد صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم ملتفت مَشويد ، از منزل خود به جايى مَرويد ، و خاطر جمع داريد كه دو هزار مرد جَلد تيغ ( 4 ) منند ، و به اتفاق آنها ممدّ و معاون خواهم بود ، و قريظه و غطفان كه هم سوگندان شمايند ، يقين كه تقصير نكنند و شرايط اهتمام و موافقت به تقديم رسانند .
هامش
1 . زياده از مصدر .
2 . زياده از مصدر .
3 . در مصدر : ( منماييد ) .
4 . در مصدر : ( تَبَع ) .