ملازمت پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم گشت ، در منزلى از منازل به دو مرد رسيد از بنى عامر كه در ذمّه امان رسول آخرالزمان صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم بودند ، و عمر از شرح و عهد و پيمان ايشان خبر نداشت بعد از آنكه بدانست از بنى عامرند ، تحمل نمود تا به خواب رفتند ، آنگاه هر دو را بكشت ، و گمان برد كه فى الجمله در تدارك امور گذشته كوشيده ، وقتى كه به مجلس رسالت شعار [ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ] رسيد ، و آن قصه به عرض رسانيد ، حضرت فرمود : دو كس [ را ] كشته كه در امان ما بودهاند ، اكنون به ضرورت به اداى ديه آنها مشغول مىبايد شد ، و به آن واسطه كه ميان بنوعامر و بنونضير هم سوگندى و دوستى بود سيد انبياء صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم با جمعى از اصحاب كه يكى از ايشان على مرتضى ( عليه السلام ) بود از جهت اتمام مهم ديه مذكور به قبيله بنوالنضير تشريف داد ، و در فناى خانه آن گروه بنشستند ، و مقصودى كه داشت با اشراف قوم در ميان نهاد ، و قبول كردند كه به انجام رسانند ، و خُفْيَتاً با يكديگر گفتند : فرصتى مناسب تر از اين نخواهيم يافت كه كار محمد [ ( صلى الله عليه وآله و سلم ) ] به آسانى بسازيم ، وظيفه آن است كه سنگى از بالاى بام بر سر او اندازيم ، و به كلى خاطر از وى بپردازيم ; سلاّم بن مِشْكَم گفت : از اين انديشه بگذريد كه حالى از غيب خبر به او خواهد رسيد . نشنودند ، و عمر بن جحاش متكفل آن امر شد ، در زمانْ جبرئيل امين به امر ربّ العالمين رسيد ، و سيد المرسلين صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم را از همت و نيت ايشان واقف گردانيد . پيغمبر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم به بهانه ‹ 84 › طهارت از آن مجلس برخاست و
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 303
مساهمون: سيد محمد قلي موسوي نيشابوري كنتوري لكهنوي
ص٣٠٣