تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
كفار در آن سفر ابوغره شاعر كه از اسيران بدر بود ، حضرت بر وى منت نهاده و آزاد كرده و با او مقرر ساخته كه : مِن بعد به حرب مسلمانان نيايد ; و نقض عهد نموده در احد حاضر شده ، باز به دست اصحاب رسول صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم اسير گشت ، چون او را به نظر انور سيد بشر صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم آوردند ، بسيار زارى نمود ، كه يك بار ديگر مرا آزاد كن ، فرمود كه : چنين نكنم كه در مكه دست به ريش خود فرود آرى و گويى : دو نوبت محمد صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم را بازى دادم ، و خبر معتبر : « لايلدغ المؤمن من جُحر مرتين » در اين حال ورود يافت ، پس ابوغره را بكشتند ، و در روز جمعه به مدينه سكينه به مصاحبت امن و طمأنينه معاودت نمودند ، و مدت آن غيبت پنج شب بيش نبود ، والله اعلم . ( 1 ) انتهى . و جمال الدين محدّث نيز در “ روضة الاحباب “ اين قصه را قريب به همين الفاظ ذكر نموده ، و در اثناى ذكر آن گفته : ابن ام مكتوم را در مدينه خليفه ساخت و عَلَم خود را بطلبيد و به على بن ابى طالب ( عليه السلام ) - و به روايتى به ابوبكر صديق - داد ، و از مدينه بيرون آمدند و تا موضع حمراء اسد رفتند . . . تا آخر قصه ( 2 ) . اما آنچه گفته : در سال چهارم در غزوه بنى نضير شبى ابوبكر صديق را امير لشكر ساخته خود به دولت خانه تشريف فرموده .
هامش
1 . درج الدرر : 477 - 481 . 2 . روضة الاحباب ، ورق : 81 - 82 .