پس دعوى مخاطب امارت ابوبكر را در سواى بعوث ثلاثه ، كذب محض و افتراى صرف باشد .
اما آنچه گفته : به اجماع اهل سير و تواريخ - از شيعه و سنى - ثابت و صحيح است كه ابوبكر را بعد شكست احد ، چون خبر رسيد كه ابوسفيان بعد از مراجعه نادم شده و مىخواهد كه بر سر مدينه بتازد ، آن جناب در مقابله او رخصت فرمود ، و ابوبكر به مقابله آنها پرداخت .
و در حاشيه اين قول نوشته : و نزد اهل سير اين غزوه مسمى است به غزوة حمراء الاسد ; زيرا كه لشكرگاه مسلمين در آن وقت كه همراه ابوبكر در آن غزوه برآمده بود ، موضع حمراء الاسد بود ، و بعضى گفتهاند كه : محل توقف ابوسفيان و مشركين آن موضع بود ( 1 ) .
پس مردود است به چند وجه :
وجه اول : آنكه در كتب سير و تواريخ شيعه از اين حكايت حرفى و اثرى به نظر نرسيده ، و اگر مخاطب در كدامى كتاب معتبر اين حكايت ديده باشد ، بيان نمايد .
دوم : آنكه اعتراف قسطلانى و عينى و ابن حجر به اينكه امارت ‹ 81 › ابوبكر در سواى سه سريه ثابت نشده ، تكذيب آن مىكند .
سوم : آنكه اصحاب سير و ارباب تواريخ اهل سنت تصريح كردهاند به
هامش
1 . حاشيه تحفه اثناعشريه : 539 .