پس معلوم شد كه اكثر اهل سنت صغائر و كبائر به انبيا ( عليهم السلام ) نسبت مىكنند ، و جمله [ اى ] از ايشان كه انكار عصمت ملائكه ارض مىكنند ، نزد مخاطب از سگان اند ، والحق كذلك .
و ليكن عجب آنكه به مقتضاى اينكه دروغگو را حافظه نباشد ، خود مخاطب از اين قول غفلت ورزيده ، در مباحث آتيه در همين باب ، اِسناد خطاها و گناهان به انبيا ( عليهم السلام ) و به جناب رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) نموده ، كلمات خود را مصادق عوعو [ ى ] سگان ساخته .
اما آنچه گفته كه : تا اين مدت ‹ 6 › به جز [ از ] همين چند شبهه - كه در اول فكر از هم مىپاشد - نيافتهاند .
پس مقدوح است به اينكه چون الزام نيكوترين وجوه افحام است ، لهذا علماى شيعه رحمهم الله در مقابل سنيّان ، مطاعنى را ذكر كردهاند كه به روايات و آثار ايشان ثابت است ، و ثبوت اينقدر مطاعن به روايت اهل سنت - كه همه كوشش و سعى ايشان مصروف است در ستر شنايع خلفا و صحابه ، و كتم قبايح ايشان - از آثار علوّ حق بايد دانست ! و در واقع خلفاى ثلاثه و اتباعشان متّصف بودند به مثالب بى شمار و مطاعن بسيار كه براى احصاى آن دفاتر طوال هم كفايت نكند ! ( 1 )
هامش
1 . عن أمير المؤمنين ( عليه السلام ) في عمر : « فمساويه ومساوي صاحبه أكثر من أن تُحصى أو تُعدّ » . راجع : كتاب سليم 684 ، ارشاد القلوب 2 / 400 .
يعنى : رفتارهاى زشت و عيبهاى عمر و رفيقش ابوبكر بيش از آن است كه قابل شمارش باشد ! !