صفر مذكور ، آن حضرت را مرض طارى شد ، و روز ديگر با وجود مرض به دست مبارك خود نشانى براى او درست فرمود ، و گفت : « اغز بسم الله وفي سبيل الله وقاتل من كفر بالله » ، و اسامه آن نشان [ را ] ( 1 ) به دست خود گرفته بيرون بر آمد ، بريدة بن الحصيب اسلمى را داد ، تا در آن لشكر بردارنده نشان او باشد ، و در موضع جرف ( 2 ) منزل ساخت تا لشكر جمع شود ، و اعيان مهاجر و انصار مثل ابوبكر صديق و عمر بن الخطاب و عثمان و سعد [ بن ] وقاص و ابوعبيدة بن الجراح و سعد بن زيد و قتادة بن النعمان و سلمة بن اسلم همه ساختگى كرده ، ديره ( 3 ) و خيمه بيرون فرستادند ، و مىخواستند كه از آنجا كوچ نمايند [ كه ] ( 4 ) در آخر روز چهارشنبه ( 5 ) و اول شب پنج شنبه مرض آن
هامش
1 . زياده از مصدر .
2 . قال الحموى : الجرف موضع على ثلاثة أميال من المدينة نحو الشام ، به كانت أموال لعمر بن الخطاب و لأهل المدينة ، وفيه بئر جشم ، و بئر جمل . انظر : معجم البلدان 2 / 128 ولاحظ أيضاً : تاج العروس 12 / 112 .
وقال البكري الأندلسي : قال الزبير : الجرف على ميل من المدينة ، وقال ابن اسحاق : على فرسخ من المدينة ، وهناك كان المسلمون يعسكرون إذا أرادوا الغزو . راجع : معجم ما استعجم 2 / 377 .
3 . ديره : جمع دير است ، و دير به خانه اى گويند كه راهبان در آن عبادت كنند و غالباً از شهرهاى بزرگ به دور است و در بيابانها و قلههاى كوهها بر پا گردد . جوهرى گويد : ريشه دير از كلمه دار است . رجوع كنيد به لغت نامه دهخدا ، الصحاح 2 / 660 .
4 . زياده از مصدر .
5 . در [ الف ] اشتباهاً : ( شنبه ) آمده است .