تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
يعنى بود مالك بن نويره با بنى يربوع در بطاح ، پس هر گاه كه متوجه شد خالد به آن طرف ، مالك گفت قوم خود را : نيست هيچ حيله [ اى ] براى ما سواى خضوع ; زيرا كه به درستى كه ما به تحقيق گناه كرديم ، وقتى كه مصالحه كرديم سجاح را و روبروى او ( 1 ) جنگ نموديم ، پس متأذى شد ابوبكر از ما ، پس سزاوار آن است كه ما متفرق شويم در اين مواضع به سوى قبائل خود تا گمان نكند خالد به درستى كه ما جمع نموديم لشكر را براى قتال او ، و سزاوار است كه جمع كنيم صدقات را و بفرستيم به سوى او تا بداند به درستى كه ما بر دين اسلام هستيم ; پس آمد خالد و نيافت ايشان را در بطاح ، پس دانست كه ايشان اراده قتال ندارند ، و گرفت از ايشان صدقات را و فرستاد . مع هذا اگر مراد از اين قول اين است كه : آنچه مالك از اغنياى قوم خود گرفته بود به فقراى قوم خود ردّ نمود ; پس شناعتى و قباحتى در اين فعل بر او وارد نمىتواند شد ; زيرا كه در “ صحيح بخارى “ و “ صحيح مسلم “ به روايت ابن عباس مذكور است كه : حضرت رسول خدا صلى الله عليه [ وآله ] وسلّم هرگاه كه معاذ را به يمن فرستاده فرمود : إنك تأتي قوماً من أهل الكتاب فادعهم إلى شهادة أن لا إله إلا الله وأني رسول الله [ ص ] ، فإن هم أطاعوا لذلك فأعلمهم : إن الله افترض عليهم خمس صلوات في كل يوم وليلة ، فإن هم
هامش
1 . مناسب ترجمه ( به همراه وى ) مىباشد ، ولى مقصود روشن است .