اشكال بر پاسخ محقّق نايينى
اولًا ، اين سخن مخالف وجدان و مخالف ظاهر روايت است ، زيرا ظاهر روايت اين است كه اگر سمره راضى مىشد براى ورود به باغ ، از مرد انصارى اجازه بگيرد ، مشكلى نداشت ، و كندن نخلش جايز نبود ؛ ولى چون اين كار را نكرد و اصرار بر ضرر زدن به مرد انصارى داشت ، چنين حكمى بر عليه او صادر شد .
در حالى كه اگر كلام محقّق نايينى قدس سره صحيح باشد ، لازمه آن اين است كه حتى در صورت رضايت سمره به گرفتن اجازه نيز ، كندن نخلش جايز باشد . زيرا فرموده كه استحقاق بقاء نخل ، موجب جواز وارد شدن بدون اجازه بر مرد انصارى است ، و خود اين جواز ورود ، حكم ضررى است ، هر چند به آن عمل نكند و بدون اجازه وارد نشود .
ثانياً ، باقى ماندن نخل در باغ ، آثار شرعى مختلفى دارد ، كه يكى از آن آثار جواز وارد شدن به باغ بدون اجازه است ، اگر خصوص اين اثر موجب ضرر باشد ، لازم است خود اين اثر را نفى كنيم ، نه اصل مؤثر با تمام آثارش را .
سرّ مطلب آن است كه ، از طرفى حكم به استحقاق بقاى نخل چون از احكام شرعى است ، وضع و رفع آن با شارع است ، همچنين است آثارى كه شرعاً بر اين حكم مترتب است . از طرف