وجود جنت و نار ، احكام امامت ، فضيلت صحابه به ترتيب خلافت ، شرائط امامت و در صورت نبودن امام واجد شرائط ، احكام سلطان وقت .
اين عقائد امام اشعرى كه مختص به او يا او آنها را حدّ فاصل بين سنّت و اعتزال قرار داده مخصوصا از اين حيث قابل ملاحظه است كه از آنها تاريخ جديدى براى علم كلام آغاز مىشود .
بايد دانست كه پيش از امام اشعرى دو فريق بودند ، يكى ارباب عقل و ديگرى نقل ، اينجا امام اشعرى خواست كه طريقهاى بين بين اختيار كرده باشد و لذا عقائدى اختيار نمود كه به نظر او مربوط بعقل و نقل هر دو بوده است .
امام اشعرى از طريقهء ارباب نقل چطور درجه بدرجه بطريقهء اختصاصى خود رسيده ما آن را در ضمن دو مثال ذيلا بيان مينمائيم :
1 - ارباب نقل عموما قائل برؤيت بارى بودند ، البته حكماى معتزله آن را انكار داشتند ، ليكن ارباب نقل كه قائل برؤيت بوده اين را هم قائل بودند كه خدا متمكّن بر عرش است ، ذو جهت است ، قابل اشاره است . امام اشعرى بر خلاف حكما و معتزله عقيدهء ارباب نقل را اختيار نمود ، ليكن قائل به اين نميتوانست بشود كه خدا متحيّز ، و قابل اشاره است ، زيرا از علوم عقليه اين قدر بر او مسلم شده بود كه متحيّز بودن خاصهء حادث است و خدا حادث نيست . در اينجا اين مشكل پيش آمد كه اگر خدا متحيّز نيست چگونه مىشود به نظر بيايد ، ناچار شد به اين امر تن دردهد كه براى رؤيت و به نظر آمدن يك چيز لازم نيست آن چيز متحيّز و قابل اشاره باشد و رفته رفته تمام اصول علم المناظره را مجبور شد انكار كند . چنان كه در شرح مواقف است :
ان الاشاعره جوزوا رؤية ما لا يكون مقابلا و لا فى حكمه . يعنى اشاعره اين را جائز ميدانند كه يك چيز با وجود عدم مواجهه و مقابله به نظر بيايد .
اينجا مواجه با يك اشكال ديگر ( اشكال سومى ) شده كه اگر خدا مىشود به نظر بيايد بايد هميشه به نظر بيايد . زيرا وقتى كه وجود او خود كافى براى رؤيت باشد ديگر حالت منتظره چيست و تخصيص بروز قيامت چه معنى دارد ؟ و بنابراين
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة تاريخ علم كلام 50
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صتاريخ علم كلام ٥٠