10 - در هر عصر و زمانه گروهى بر اين عقيده بودند كه اختلاف مراتبى كه در افراد بشر وجود دارد بايد اين اختلاف برداشته شود . در فرنگستان فرقهء انارشيست و نهليست مردمى از اين رقم امروز هستند كه مرامشان همين است ، اما آن در حقيقت بر خلاف اصول فطرت است و اگر طبق آن عمل شود بساط هر نوع ترقى و پيشرفت يكدفعه برچيده مىشود . اسلام فلسفهء اختلاف مزبور را بدين طريق بيان مىكند :
نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا
( زخرف ) ما خود معاش و روزى آنها را در حيوة دنيا تقسيم كردهايم و بعضى را بر بعضى برترى دادهايم تا بعضى از مردم ثروت بعضى ديگر را مسخر خدمت كنند .
11 - يك اصل ديگر ارتقاء آنست كه براى ترقيات علمى حدى قرار داده نشود يعنى انسان در مراحل ترقى بهر كجا كه رسيد به آن قانع نباشد و چنين خيال كند كه هنوز مراحلى مانده كه طى نشده است . در اين قسمت ، اسلام بقدرى فشار آورده كه خود حضرت رسالتمآب ( ص ) را كه بعلوم لدنى و موهبتى ممتاز بود بدين الفاظ خطاب مىكند كه :
قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً .
بگو بار الها علم و عرفان مرا باز زياده گردان .