شما ببينيد اين فكر در دنيا تا چه اندازه بسط و انتشار دارد كه وقتى كه نسبت بيك شخص مىشنويم كه دنيا در نظرش پوچ و هيچ است ، او بر فرش خاك زيست مىكند و با نان و نمك بسر ميبرد ، اينجا قهرا و خود به خود اين شخص در نظر اهميت پيدا كرده و در دل ما منزلت او قائم ميگردد و هيچ وارد اين بحث نمىشويم كه آيا در او غير از اين سلبيات چيزهاى ايجابى و كمالى هم وجود دارد يا خير ؟
موازنهء دين و دنيا و برقرار كردن تناسب صحيح بين آنها بقدرى مشكل است كه بسيارى از ارباب حل و عقد و صاحبان نظر عمدهء اروپا آن را غير ممكن الحصول قرار داده و براى حاصل شدن آن اظهار حسرت كردهاند . هنرى برنجيه در ريويوآف ريويو ( جلد 24 ) مىنويسد « آه كاش يك آدم ذكى و هوشمندى نقابهاى تعصب مذهبى و علمى را از هم دريده و علاقه و ارتباط محكمى كه بين خيال مذهبى و تفكر علمى هست بازنموده نشان ميداد و از اين عمل كشمكش رنج دهى كه از ساليان دراز بين اين دو جريان دارد مرتفع ميشد .
حال ملاحظه كنيد اسلام چگونه بين دين و دنيا موازنه كرده و اول از همه خيال رهبانيت و تارك دنيائى يا جوگىگرى را محو و نابود ساخته است :
وَ رَهْبانِيَّةً ابْتَدَعُوها ما كَتَبْناها عَلَيْهِمْ
وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا . . . . .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ .
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ .
يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَ لا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ .
و رهبانيت ( زحمت ترك دنيا ) را از پيش خود بدعت انگيختند . ما بر آنها جز آنكه رضا و خوشنودى خدا را طلبند ننوشتيم .
حظ و نصيبت را از دنيا فراموش مكن .
مسلمانان ! حرام مكنيد چيزهاى پاكيزهاى كه خدا براى شما حلال نموده .
اى پيغمبر بگو چه كسى زينتهاى خدا را كه براى بندگان خود آفريده حرام كرده ؟
خداوند براى شما سهل و آسان خواسته و بر شما مشكل نگرفته .