ان لسان الحال يتمثل فى المنام - لغير الانبياء و يسمعون صوتا و كلاما فالانبياء يرون ذلك فى - اليقظه و تخاطبهم هذه الاشياء فى اليقظه .
براى عامهء مردم متمثل مىشود و آواز و سخنانى را آنها ميشوند انبياء اينها را در حال بيدارى مىبينند و آنها با اين اشياء در اين حالت مكالمه ميكنند
واقعات قبر را نيز غزالى از واقعات همين عالم بشمار مىآورد ، چنان كه ما در الغزالى عين عبارت او را نقل كردهايم .
شيخ اشراق مذهبش اين است كه سواى عالم محسوسات عالم ديگرى هست كه آن را عالم اشباح يا عالم مثال گويند و او استدلالى كه مىكند اين است كه در قوهء متخيله يا در آيينه صورى كه به نظر مىآيند آن صور در حقيقت موجود نيستند ، بلكه براى ظهور آنها اين چيزها آلهاند و چون اين را هم نميتوان انكار نمود كه آنها چيزهاى واقعى مىباشند پس لازم است كه يك عالم اشباح يا عالم مثالى تسليم كرده شود كه وجود اصلى اين صور در آنجا است ، اما اين دانشمند جن و شياطين را هم در شمار همين عالم مىآورد و بعقيدهء او حشر اجساد و بهشت و دوزخ و غيره وجود تمامى اينها داخل در اين قسم قسمتند ، چنان كه در حكمة الاشراق عالم اشباح را ذكر كرده مىنويسد :
و به تحقق بعث الاجساد و الاشباح الربانية و جميع مواعيد النبوة ، زنده شدن اجساد در قيامت و اشباح ربانى و تمام وعدههاى نبوت از همين عالم اشباح ثابت مىشود .
در جاى ديگر همين كتاب چنين مىنويسد : -
و ما يسمع المكاشفون كالانبياء و الاولياء من الاصوات الهائله لا يجوز ان يقال انه تموج هواء فى دماغ فان الهواء تموجه بتلك - القوه لمصاكة الدماغ لا يتصور بل هو مثال الصوت اى الموجودة فى عالم المثال .
ارباب كشف و شهود مثل انبياء و اولياء آوازهاى هيبتناكى كه ميشنوند نسبت به آنها نميتوان گفت كه آن از تموج هوا در دماغ پيدا شده زيرا تصور نميشود كه تموج هوا به اين شدت در دماغ تصادم كند بلكه آن شبه صورتى است كه در عالم مثال موجود مىباشد .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 172
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١٧٢