همين استدلالات و احتمالات كودكانه هستند كه امروز افراد ملت را تعميه و چشمبندى كرده به هزاران حرفهاى بىپا و چيزهاى بىاساس معتقد ساخته است !
ليكن غير از اشاعرهء ظاهر بين ديگران چگونه اين گونه خيالات دور از كار را مىتوانند قبول كنند . امام غزالى ، شيخ الاشراق ، شاه ولى الله و ديگر محققين باصل حقيقت نظر انداخته و اين عقده را حل كردهاند . طريقه و مذهب اين بزرگان آنست كه در شريعت چيزهائى كه ذكر شده دو گونهاند محسوسات عام و غير محسوسات عام . رؤيت يا احساس و تجربه همهء اينها متعلق به محسوسات عام صرف ميباشند و غير محسوسات را هيچ واسطه و ارتباطى به اين چيزها نيست ، ليكن با وصف احوال غير محسوسات هم حقائق موجوده هستند ، زيرا كه لازم نيست شيئى كه در خارج موجود يا محسوس عام نشد در واقع و نفس الامر هم نباشد ، چه آنكه واقعيت محدود بر وجود خارجى نيست .
ليكن چون براى حقائق واقعيه در هر صورت وجودى لازم است ، لذا محققين اسلام براى آن نامهاى مختلفى گذاردهاند .
امام غزالى اين وجود را تعبير بوجود حسى مىكند و در تعريف آن چنان كه ما در بحث تأويل عين عبارت او را نقل كرديم چنين مىنويسد كه اين وجود فقط به حاسهء شخص خاصى تعلق دارد .
صورت ملائكه كه به نظر انبياء مىآيد ، جبرئيل آنطورى كه براى آن حضرت ( ص ) مرئى شده و يا جبرئيل را حضرت مريم در مثال و صورتى كه مشاهده نموده تمام اينها را غزالى در تحت اين وجود داخل كرده است : چنان كه در مبحث تأويل گذشت .
در مضنون به على غير اهله امام دانشمند در مبحث معجزات اين وجود را به نام خيالى تعبير كرده است ، چنان كه مىنويسد : -
ان لسان الحال يصير شاهدا محسوسا على سبيل التمثيل و هذه خاصة الانبياء و الرسل ( ع ) كما زبان حال بطور تمثيل مشاهده و محسوس ميگردد و اين خاصهء انبياء و رسل مىباشد ، همچنانكه زبان حال در عالم خواب
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 171
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١٧١