روحانيات يا غير محسوسات ملائكه - وحى - واقعات قيامت و غيره و غيره
چون اين مسائل تماما در قرآن مجيد مذكورند لذا ايمان به آنها واجب و شرط اسلاميت است و بدين جهت است كه اين عقائد در تمام فرق اسلامى مسلم ليكن چون در قرآن مجيد كيفيت آنها مذكور نيست لذا در تشريح و تفسير آنها فرق مختلف طرق گوناگون اختيار كرده و هر كدام راهى پيش گرفتهاند . اشاعره بر آن رفتهاند چيزى كه موجود شد لازم نيست به نظر هم بيايد . بنابراين ممكن است همهء اين چيزها موجود باشند و ما آنها را نبينيم .
در شرح مواقف در بحث رؤيت بارى مذكور است :
لا نسلم وجوب الرؤية عند اجتماع - الشروط الثمانيه .
تسليم نميكنيم كه وقتى كه شروط هشتگانهء رؤيت شيئى موجود شدند بايد آن شيئى ديده شود .
اين دعوى چقدر عجيب و غريب است دليلش از آن بيشتر عجيب مىباشد :
لانا نرى الجسم الكبير من البعيد صغيرا و ما ذالك الا لانا نرى بعض اجزائه دون البعض مع تساوى - الكل فى حصول الشرائط .
چه آنكه ما جسم بزرگى را از دور كوچك مىبينيم و تنها جهتى كه ميتوان براى آن تصور نمود اين است كه ما بعضى از اجزاء آن جسم را مىبينيم نه همه را در صورتى كه شرائط رؤيتى كه هستند در تمام اجزاء آن جسم يكسان يافت مىشوند .