تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 168

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١٦٨
اين قسم معانى در عداد معانى لغوى شمرده شده و معانى اصلى قرار يافته‌اند ، در زبان عرب كه هر لفظ يا هر واژه‌اى ده تا ده تا بيست‌تا بيست‌تا معنى دارد در حقيقت معنى اصلى لفظ يكى است ولى معانى ديگر هر كدام بمناسبتى پيدا شده و همهء آنها هم اصلى قرار گرفته‌اند و گرنه اگر به همان معناى اصلى اولى اكتفا و حصر كرده شود ضخامت كتابهاى لغت نصف بلكه ربع ضخامت فعلى خواهد بود ، و بنابراين آنچه را كه تأويل نام مىنهند تأويل نيست چه استعمال لفظ در هر معنائى كه شده آن هم معنى ظاهرى مىباشد . خلاصهء كلام اين است امورى كه در شرع به ظاهر قابل بحث به نظر مىآيند براى آنها صورت‌هاى عديده مىباشد ، بعضى از آنها امورى هستند كه خارج از ادراك عامه‌اند و بدين جهت شريعت از اظهار حقيقت آنها به كلى اعراض كرده يا بطريقهء تمثيل و تشبيه آنها را بيان نموده است كه يك صورت سرسرى و اجمالى از آن در ذهن مرتسم ميگردد . و بعضى ديگر بدين گونه است كه چندان دقيق و باريك نيستند ليكن بيان حقيقت آن مضر به حال عوام مىباشد . برخى از اين امور طورى است كه اگر صاف صاف بيان بشوند بعقل درمىآيند و همه كس آن را ميفهمد ليكن براى اين به لباس استعاره و تشبيه ذكر ميشوند كه روش مزبور زياده مؤثر و اوقع در نفس انسانى است ، مثل اينكه قدرت كاملهء خدا بدين الفاظ ادا شده كه هنگامى كه ميخواهد چيزى را بيافريند ميگويد : « باش و او هم بيدرنگ موجود مىشود . » امام غزالى اين صورت را بيان كرده مىنويسد كه اكثر مردم واقعات قيامت مثل ميزان يعنى ترازو و پل صراط و غيره را داخل اين قسمت كرده‌اند ليكن آن بدعت - است چه اگر از آنها معنى ظاهرى مراد بگيريم هيچ محالى لازم نمىآيد . ليكن بايد در نظر داشت كه اين رأى امام دانشمند مخصوص به احياء العلوم و كتب كلاميه است يعنى در اين تأليفات بخصوص آن را اظهار داشته و گرنه در جواهر -
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 168 | سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى / شبلي النعماني