به همان طريقى هستند كه در زبان عرب ديده ميشوند . معنى « حمالة الحطب » بردارنده هيزم است ، ليكن بر نمام يعنى سخن چين هم اطلاق مىشود . در قرآن زوجهء ابو لهب حمالة الحطب خوانده شده است . در اينجا معناى اصلى هم ممكن است مراد باشد ، ليكن صاحبان فرهنگ آن را بمعنى نمام و سخن چين گرفتهاند و كلام اينجاست كه هيچكس آنها را روى اين ، كافر يا گمراه نگفته است .
براى عدول از معناى ظاهرى لزوم نكرده كه اگر آن را مراد بگيرند محال عقلى لازم بيايد ، بلكه در اكثر موارد طرز استعمال كلام و سياق عبارت خود نشان ميدهد كه معنى اصلى مقصود نيست . در قرآن وارد است كه « ما به آسمان و زمين گفتيم كه شما بشوق و رغبت يا بجبر و كراهت بسوى خدا بشتابيد ، آنها عرضه داشتند كه ما با كمال شوق بسوى تو مىشتابيم » در اينجا طرز كلام خود نشان ميدهد كه آن براى اظهار قدرت كامله يك اسلوب و پيرايه است .
بعض جاها سياق كلام دلالت نميكرده ليكن حمل بر معناى ظاهرى به كلى مستبعد و دور از كار و يك نوع وهمپرستى ميشده است ، لذا آنجا معنى مجازى گرفته مىشود .
نكتهء جالب توجه اينست كه چيزهائى كه تأويل گفته مىشود در حقيقت اطلاق تأويل بر آنها صحيح نيست ، براى تأويل معنائى كه قرار داده شده اين است كه معنى ظاهرى را ترك گفته معنى ديگرى اختيار شود ، ليكن معنى ظاهرى غلط تعبير كرده شده است ، چه استعمال و محاوره هم داخل در معناى ظاهرى است ولى مردم آن را تأويل ميگويند و اما فرهنگ و لغت و آن كيفيتش اين است كه يك واژه يا لفظ ديده مىشود كه براى آن در اصل يك معنى مىباشد بعد بمناسباتى يا به لحاظ تعلق و ارتباط ، معانى ديگرى پيدا مىشود . مثلا لفظ « اخبات » كه معنى اصلى آن آمدن در پستى است ، ليكن تواضع و انكسار را هم اخبات ميگويند و آن از اين لحاظ يا بدين مناسبت است كه تواضع كردن گوئى به پستى گرائيدن است . يا « لفظ » كه در اصل بمعنى انداختن است و بعد لفظ را براى اين ، لفظ گفتهاند كه آن هم گوئى با زبان رانده يا انداخته مىشود ، معانى مزبور در حقيقت معانى درجه دومند كه آن را در انگليسى معنى سكندرى مينامند ، ليكن تمامى
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 167
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١٦٧