به جسم ندارد . عذاب و ثوابى كه خواهد بود بر روح خواهد بود نه جسم و عود دادن يا دوباره زنده كردن روح هم اصلا معنى ندارد ، چه روح جوهرى است بسيط و وقتى كه بوجود آمد ديگر فانى نخواهد شد .
بحث دوم - مسائل قسم اول يعنى آنهائى كه در قرآن و احاديث صحيح و مستند ذكرى از آنها نيست در حقيقت داخل در علم كلام نيستند ، ليكن چون آنها از ششصد سال به اين طرف گوئى از عناصر اسلام قرار گرفتهاند لذا ذكرشان لازم و اينك ميرويم آنها را به نظر خوانندگان ميرسانيم :
اشاعره / فرق ديگر 1 - خدا در هيچ جهت و سمتى نيست / حنابله و اكثر محدثين مخالف با آن هستند .
2 - خدا جسم نيست . / كراميه با آن مخالفند ، ابن تيميه هم قائل بجسم مىباشد .
3 - خدا جوهر و عرض نيست . / در نزد ابن تيميه و غيره جوهر است .
4 - خدا زمان ندارد يعنى موجود زمانى باشد نيست .
5 - خدا با غيرى ممكن نيست متحد بشود / در نزد وحدت وجوديها هر چيزى خداست .
6 - در ذات خدا چيز حادثى نميتواند قائم گردد . / كراميه بر خلاف آن هستند
7 - صفات خدا عين ذات نيستند . / حكماى اسلام و اكثر معتزله ميگويند عين ذات است .
8 - خدا قادر بالذات است . يعنى در فعل و ترك آنچه را كه ميخواهد مختار است . / در نزد بو على سينا و غيره موجب بالذات - است ، يعنى صدور افعال از خدا نظير صدور روشنى از آفتاب است .
9 - خدا فاعل بالذات تمام ممكناتست . / بو على سينا و غيره بر آنند كه خدا واحد بالذات است و هر آنچه فاعل بالذات شد فقط يك چيز از او صادر مىشود
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 146
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١٤٦