تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 144

مساهمون:

صعلم كلام جديد ١٤٤
بسوى او بگردان » اما اين از سخنانى است كه به ظاهر نهايت درجه خوش‌نما و فريبنده است ، ليكن در واقع فضول مىباشد چه اينكه بر خلاف فطرت انسانى است و لذا غير عملى و هرگز در خارج وجود پيدا نميكند . اينكه اسلام را بر تمام مذاهب ترجيح است براى اين است كه از افراط و تفريط هر دو بر كنار و تمامى احكامش موافق با قانون فطرت انسانى مىباشد .

بقيهء عقائد

اصولى كه اساس شالودهء اسلام روى آن قرار گرفته عبارت است از توحيد و نبوت تنها « من قال لا إله الا اللّه دخل الجنة » و اين اسلام بالكل ساده ، صاف و مختصر است و همين سادگى است كه بواسطهء آن اسلام بر ساير مذاهب مزيت و برترى دارد و بنابر همين سادگى است كه يكى از محققين اروپا باينجا كه ميرسد افسوس مىخورد و ميگويد « اگر شخص حكيمى به عقائد دينى طول و طويل و پر از پيچ و خم مذهب عيسوى نظر بيندازد بىپرده خواهد گفت كه چرا مذهبم اينطور صاف و ساده نشد كه من بيك خدا و رسول او محمد ( ص ) ايمان مىآورد » و همين دو لفظ بود كه به زبان آوردن آن كافر مسلمان ، گمراه هدايت يافته ، شقى سعيد ، مردود مقبول ميگرديد ، ليكن ( با كمال تأسف ) امتداد زمانه و نيز اختلاف طبائع بر اين متن كه به نظر خوانندگان رسيد ميليونها حاشيه بر آن افزوده كه امروز اسلام ( با كمال تعجب ) نام يك مجموعه مسائلى شده كه اگر بمردم قرون اوليه بخواهند آن را بفهمانند از فهم آن عاجز و ملتفت نميشوند كه آن چيست و يا عرب كه قرآن بر وى نازل شده بود او هم از ديدن آن مات و مبهوت مىشود ! ! ! طرفه اينجاست كه همين مسائل نوزائيده مقياس كفر و اسلام قرار گرفته است : قرآن مخلوق است يا قديم ؟ صفات الهى عين ذات است يا غير ؟ اعمال جزو ايمان است يا خارج ؟ در قرن اول نشانى از اين مسائل نبوده است ، ليكن در ازمنهء