بعد همينها حد فاصل كفر و اسلام قرار داده شد . شما در تاريخ علم كلام خوانديد كه سر اين مسائل چه قيامتها برپا شده و روشنتر ، چه جويهائى از خون جارى گرديده - است » بهر حال امروزه اين مسائل با علم كلام طورى آميخته كه در علم كلام جديد يعنى كتاب حاضر ( نفيا و اثباتا ) از ذكر آنها چارهاى نيست .
در اين مسائل ( مسائل فوق ) از دو حيث بايد سخن راند :
1 - نوعيت اين مسائل .
2 - علم كلام در واقع و نفس الامر تا چه اندازه به آنها مربوط و وابسته است .
اما مبحث اول ، ما در تاريخ علم كلام در اطراف آن مفصلا صحبت داشتهايم و در اينجا همينقدر خاطر نشان مينمائيم كه اين مسائل دو قسمند ، بعضى از آنها طورى است كه در قرآن مجيد يا احاديث نبوى هيچ ذكرى از آنها نشده است ، ليكن چون در نزد متكلمين جزء عوارض ذاتى توحيد و نبوت هستند لذا بحث از آنها لازم و ضرورى است ، چه آنكه بدون آنها توحيد و نبوت صورت اتمام و اكمال نمىپذيرند . مثلا از حادث يا قديم بودن قرآن مجيد گرچه در خود قرآن يا احاديث تصريحى ندارد ، ليكن عقائدى كه در قرآن مذكورند جزء لوازم آنها مىباشد ، زيرا كه قرآن كلام الهى است و كلام الهى جزء صفات خداست و آنچه كه صفت چيزى است البته قائم به او خواهد بود ، حال اگر قرآن مجيد حادث شد ذات الهى هم حادث خواهد بود چه آنچه كه محل حوادث است خودش هم حادث مىباشد ، در صورتى كه اين در محل خود ثابت شده كه ذات بارى قديم و ازلى - است و از اين قبيل است مسائل بسيار ديگر .
برعكس بعضى از آن مسائل بدين گونه است كه در قرآن مجيد ذكر شده ليكن چون كيفيت آنها مذكور نيست لذا هر فرقهاى طبق اجتهاد خودش كيفيت آن را يكجور تعيين كرده و از اين تعيين بالذات يا بواسطه مسائل زيادى پيدا شده است . مثلا كيفيت معاد - در قرآن راجع بمعاد زياد سخن رفته ولى راجع بكيفيت آن صراحة ذكرى نشده است ، اين است اشاعره در كيفيت آن بدين رفتهاند كه عينا همان جسم موجود در دنيا دوباره زنده مىشود ، ولى حكماى اسلام با آن مخالف و معتقدند كه معاد هيچ ربطى
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 145
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١٤٥