اسلام سرچشمهاش عرب بود ، ليكن او گبر و مجوس ، هندو ، ترك ، تاتار ، حبشى ، افغانى غرض تمام اقوام دنيا را بقبول اسلام با عرب همپايه ساخت . اروپا ، امروز مدعى منتها درجه آزادى است ، ليكن با غير قوم و ملل بيگانه حد فاصلى كه قرار داده نميتوان آن را به هيچ نحوى از ميان برداشت . يك نفر وقتى كه مسيحى مىشود زعما و پيشوايان مذهب او را اينطور تسلى ميدهند كه در قيامت با آنها همرتبه خواهند شد و الا در دنيا حد فاصلى كه قائم بوده به همين حال باقى خواهد ماند . بر خلاف اسلام كه اينطور كرد كه غزنويه ، ديلميه ، سلاجقه ، اتراك ، چراكسه و غيرهها را كه در آنها قطرهاى هم از خون عرب وجود نداشت به تناوب شاهنشاهى بخشيد و عرب را تحت حكومت آنها قرار داد .
اسلام مخالفين مذهب را دو گونه قرار داده :
1 - ذمى و معاهد يعنى آنهائى كه تحت حكومت اسلام بسر مىبرند يا با آنها معاهدهء صلح و دوستى است .
2 - حربى ، كه هيچگونه معاهدهاى با آنها نيست و جنگ و مخاصمت برپا - است و يا ممكن است برپا بشود .
اما آنهائى كه ذميند اسلام جان و مال و آزادى و حيثيت و اعتبار و ساير حقوق آنها را كاملا رعايت كرده و با مسلمانان بالكل همدوش و همسر قرار داده است ، ولى چون ما در اين موضوع رسالهاى جداگانه موسوم به « حقوق الذميين » نوشتهايم در اينجا از بيان آن صرفنظر نموده و خوانندگان را به آنجا حواله ميدهيم . ولى با حربيها اسلام مراعات و سلوكى را كه حكم داده از آيات ذيل معلوم مىشود چيست :
وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يُقاتِلُونَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ .
وَ إِنْ عاقَبْتُمْ فَعاقِبُوا بِمِثْلِ ما عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ
( نحل ) در راه خدا با آنان كه بجنگ و دشمنى شما برخيزند جهاد كنيد ولى ستمكار نباشيد كه خدا ستمگر را دوست ندارد و اگر كسى بشما مسلمانان عقوبت و ستمى رسانيد شما بايد به قدر آن در مقابل انتقام گيريد ( طريق عدالت را از دست ندهيد )