يهودى بودهاند . مذهب هندو در هندوستان به تمام طوائف و اقوامى كه آرين نبودند لقب شودر داده و با وجود اتحاد مذهبى براى آنها وضع حدود و احكامى كردند كه سختتر و موهنتر از آن احكامى به خيال كسى در نميآيد . آنها از هر نوع آزادى ، حيثيت و احترام ، يا شغل و مقام و بالاخره از حقوق مدنى محروم بودهاند تا اين حد كه اگر آواز و يد كتاب مقدس اتفاقا به گوش يكى از آنها مىخورد سرب گداخته در گوشش ميريختند براى اينكه گوش ناپاك او حتى مستحق شنيدن يك چنين صداى مقدسى نيست .
زمان امپراطورى روم بحبوحهء عروج عيسويان قديم مىباشد و اين امپراطورى تا مدتهاى دراز قائم و برقرار بوده است و عظمت و سطوت آن بدرجهاى بود كه از شنيدن نام وى بدنها ميلرزيد . ليكن اين حكومت عظيم الشأن چه بوده است ؟ در انسائيكلوپيدياى فرانسه « 1 » شرحى كه در اين باب ذكر شده بدين قرار است : - نظام امپراطورى روم عبارت بوده از قساوت و بيرحمى و سفاكى كه به آن لباس قانون پوشانده شده بود ، فضائلى كه دارا بوده از قبيل شهامت ، پيشبينى ، ترتيب و انضباط ، اتحاد با هم بعينه فضائل دزدان و قاطعان طريق بوده است ، وطنيت و ميهن خواهى او بالكل وحشيانه و بىانتها گرفتار حب جاه و كينهتوزى با اقوام بيگانه ، نابود شدن حس شفقت و رحم و غير از اينهائى كه گفته شد در آنجا چيز ديگرى به نظر نميآمد ، آنچه را كه عظمت و شأن نام مىنهادند عبارت بود از تيغبازى ، درهزنى ، كشتن و شكنجه كردن اسراى جنگ ، با كودكان و پير مردان عرابه كشيدن و مانند آن »
اما رفتارى كه يهوديان با غير قوم ميكردند براى دست دادن نمونهاى از آن كافى - است همينقدر كه در خود توراة مذكور است كه « خدا به موسى حكم داد شصت هزار نفر از دشمن كه اسير شده بودند از ميانشان حتى زنان و كودكان را زنده باقى نگذار و همگى را يكدم بقتل برسان »
حال ببينيد اسلام در اين باب چه كرده است :
اولا تمايز و افتخار قومى يا امتياز و برترى در نسل و نژاد را سراسر از ميان برداشت .
هامش
( 1 ) - تطبيق ص 37 ( مؤلف )