مطابق قانون اسلامى تمام اقارب و ارحام درجه بدرجه از وراثت متمتع مىشوند .
مادر ، پدر ، جد ، عم ، برادر ، خواهر ، عمه ، خاله ، خال و غيره هر كدام در مقام خودش نصيبه و سهمى دارند . بايد دانست كه ملاك اصلى وراثت مسأله تعلق و قرابت با ميت - است يعنى كسانى كه به او پيوستگى و خويشاوندى داشته و شريك در رنج و راحت و بمنزلهء جوارح و اعضاى وى بودهاند بايد از تركه و دارائى او حصهاى به آنها برسد و روى اين اصل ، نهايت لئامت و نظر تنگى است كه فقط قسمتى از اقارب و ارحام براى وراثت اختصاص داده شود . در اين شبههاى نيست كه مراتب ارحام و خويشاوندان با هم متفاوتند و بايد اين تفاوت مراعات شده و بين آنها فرق گذارده شود ، ليكن اين يك ظلم فاحش - است كه بجز معدودى از ارحام بقيه را بالكل محروم سازند و اين قانون اروپا بدون حرف بر خلاف عقل است كه وارث منحصر به اولاد اكبر باشد ، چه تعلق و پيوستگى كه اولاد را به ميت هست آن تعلق و پيوستگى براى همهء اولاد يكسان حاصل است و با وجود اين يكى را بواسطهء بزرگ بودن در سن ترجيح دادن و باقى فرزندان را بالكل محروم كردن به كلى مخالف با اصول فطرت است .
اسلام فرق مراتب ارحام و خويشاوندان را آرى فرقهائى را كه نهايت درجه دقيق و باريك ميباشند در نظر گرفته و همه را رعايت كرده است ، با هر يك از اقارب و ارحام ميت را قرابت و پيوستگى كه بوده با نهايت دقت نظر ميزان و درجهء آن را تعيين و به همان نسبت سهمهاى مختلف و كم و بيش آنها را معلوم و مقرر داشته است .
حقوق عامه ناس
اسلام دستور اكيد داده كه نسبت بعامهء خلائق با خلق خوب ، نيكوكارى ، رحم و انصاف و بالاخره جوانمردانه سلوك شود و در اين باب مخصوصا اصرار ورزيده است . ليكن ما آنچه را كه اسلام در اين باب گفته ذكر نميكنيم ، چه تعليم اخلاق حسنه اصل الاصول همهء مذاهب مىباشد و اختصاص بيك مذهب خاصى ندارد . البته آنچه كه مقياس ترجيح و تفوق است اين است كه ببينيم ديگر مذاهب نسبت به بيگانگان ( صاحبان مذاهب ديگر ) تعليم چه قسم سلوكى دادهاند .
ملل و اقوام بزرگى كه بر تمام دنيا نفوذ پيدا كردهاند هندو ، پارسى ، عيسوى و