قوة لم يكشفها العلم تقوم بتلك الاعمال و آن ما راوه من الظواهر لا ينسب الى الخداع او الشعوذة و قالوا ان لم تكن حقيقة فهى جديرة بالبحث و التامل .
موجود است و همان قوه است كه اين اعمال را ميتواند انجام دهد عقيده آنها بر اين است تجارب و آزمايشهائى كه اين مردم كردهاند نميتوان نسبت فريب و شعبده به آنها داد و اگر آنها حقيقى و واقعى هم نباشند لا اقل لازم است در اطراف آنها تأمل و غور شود .
از اين مشاهدات و تجربيات خوارق عاداتى كه به ثبوت پيوسته اگر چه آن از هزارها تجاوز ميكنند ليكن روى آن كلياتى كه قائم ميگردد فلاماريان آنها را بشرح زير ذكر كرده است : -
1 - روح موجودى است مستقل و جداگانه از جسم .
2 - در روح عجائب و خواصى است كه تاكنون از روى علوم موجوده معلوم نبودند .
3 - روح بىوساطت حواس ميتواند خود متأثر شده و يا بر ديگر چيزها تاثير نمايد .
4 - روح از حوادث و وقايع آينده ميتواند واقف گردد .
پوشيده نماند - كه ما اين قرائن و شهادات يعنى شهادات مذكورهء فوق را نمىخواهيم در اثبات روح دليل آورده باشيم بلكه غرض ما از ذكر آنها فقط اين است كه ثابت كنيم كه در انسان يك قوهاى وجود دارد ، ميخواهى آن را روح بگو و يا خاصهء تركيب جسم قبول داشته باش و در هر صورت از اين قوه افعالى عجيب و غريب بروز مىكند كه دانشمندان و استادان علوم جديده هم آنها را به خرق عادات تعبير ميكنند و اعتراف دارند كه آن از دسترس جسم و ماده خارج مىباشد و بنابراين كسى كه عاقل است چگونه ميتواند خارق عادات را سراسر انكار كند ؟ و بگويد هيچ نيست ! ! البته اين فرق هست كه مردم خوش باور خرافاتى نسبت به اين امور يعنى خارق عادات معتقدند كه آنها بدون وسايط و اسباب مستقيما و به راه راست از قدرت خدا به بروز و ظهور ميرسند بر عكس عقيدهء خواص و مردم دانا آنست كه در عالم اسباب هر چيز وابستهء سبب و علت است و روى اين اصل براى خرق عادات هم علت و سببى وجود دارد .
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة علم كلام جديد 109
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صعلم كلام جديد ١٠٩