حقيقت اصلى نبوت و خرق عادت
اعتراضاتى كه ذكرشان در بالا رفت جواب اجمالى آنها را امام رازى در مطالب عاليه و تفصيلى را قاضى عضد در مواقف دادهاند ، ليكن جواب طورى است كه اعتراضات را بيشتر قوى مىكند و چون در تاريخ علم كلام ما آنها را ذكر هم كردهايم تكرارشان را در اينجا زائد ميدانيم .
حال ما اين مباحث را مطابق رأى ائمهء فن مىنويسيم كه اعتراضات معترضين از آن خود به خود رفع شده و حقيقت اصلى اين مسائل ظاهر ميگردد .
اين بحث در حقيقت بر مسائل ذيل مبنى مىباشد :
1 - آيا خرق عادت ممكن و ممكن الوقوع است ؟
2 - آيا آن داخل در حقيقت نبوت است ؟
3 - آيا از آن ميتوان استدلال بر نبوت نمود ؟
4 - حقيقت اصلى نبوت چيست ؟
اما مسئلهء اول -
حقيقت اين است كه انسان هر قدر از حقايق اشياء دور و ناآشنا مىشود به همان نسبت نظرش بر سلسلهء علل و اسباب كم مىافتد ، بلكه هر چيز را مستقيما و به راه راست به طرف خدا منسوب ميدارد . يك بچه دهقان در وقت باران وقتى كه ابرها را مىبيند مىآيند ميگويد خدا آمد ، يعنى آمدن ابرها خود آمدن خداست . از اين حالت وقتى كه ترقى مىكند ميگويد بامر خدا باران آمد . اينجا او بين خدا و باران ابر را واسطه قرار داد بعد از اين درجه اين بحث پيدا مىشود كه ابر مستقيما بامر خدا پديدار شده و يا خدا آن را هم بوسيلهء ديگر و از يك علتى بوجود آورده است . يك