واقف نبودند و دار و مدار آنها كلية روى تراجمى بوده كه حنين و اسحاق كرده بودند و اين لغزش بيشتر براى ابن سينا پيدا شده چنان كه علامه ابن رشد در تهافة التهافة در اكثر موارد آن را صراحة گوشزد نموده است . خطاهائى كه بهم آميخته و روى اشتباه اشتباهى كه رويداده اينست كه ابن سينا از حيث شارح كلمات ارسطو بودن چنان شهرتى حاصل كرده بود كه آنچه از قلم و زبان او درآمده مردم خيال كردهاند كه آن از زبان ارسطو درآمده است تا اين حد كه بسيارى از مسائل كه هيچ مربوط به ارسطو و افلاطون نبودند مع هذا امام رازى و امام غزالى و همهء متكلمين آنها را به ارسطو و افلاطون منسوب داشته و در ردهاشان خيال كردهاند كه آنها فلسفهء يونان را رد كردهاند و حال آنكه مسائل مزبور زادهء فكر خود ابن سينا ميباشند »
« حكيم ابو نصر فارابى رسالهاى باسم « الجمع بين الرأيين » تأليف نمود كه حاليه در اروپا چاپ شده است . شما درين رساله از اغلب اين اشتباهات و اغلاط اطلاع پيدا ميكنيد . علامه ابن رشد در تهافة التهافة به بسيارى از اين خبط و خطاهائى كه روى داده تصريح نموده است . چنان كه ما باستناد اين دو كتاب چند فقرهء آن را در اينجا ذكر ميكنيم » . او بعد همهء آن اشتباهات و خطاها را چنان كه ملاحظه خواهيد فرمود به ترتيب ذكر نموده و ثابت مىكند كه اين آقايان راه خطا پيموده و غالب ايراداتشان بفلاسفه يا استناد و نسبتهائى كه دادهاند بىاساس و بىپايه است .
در موضوع ردّ بر ملاحده نيز مؤلف محترم بتفصيل پرداخته ايرادات و اعتراضاتى كه از ملاحده بر قرآن مجيد شده و جوابهائى كه بزرگان متكلمين خاصه امام رازى و امام غزالى دادهاند همه را با بيان شيوائى شرح داده و حتى نكتهاى فروگذار نشده - است . چيزى كه در اينجا بطور خاص قابل ذكر است اينكه او در يك مورد بطور تعجب مىنويسد اكثر اعتراضاتى كه ملاحدهء اولين يعنى ملاحدهء قديم كردهاند خيلى عميقتر و قويتر از اعتراضات ملاحدهء جديد يعنى ماترياليستهاى عصر حاضر مىباشد و ديگر در موضوع تفسير شرحى كه راجع به داخل شدن روايات اهل كتاب در تفاسير قرآن مجيد ذكر نموده قابل دقت نظر است . ما نظر بضيق صفحات بهمينقدر اكتفا نموده و اين بيان را در همينجا ختم مىنمائيم و از مباحث فوق چنين نتيجه گرفته ميگوئيم كه در تاريخ علم
تاريخ علم كلام ( به همراه تاريخ علم كلام جديد ) — صفحة مقدمه 18
مساهمون: سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى
صمقدمه ١٨