نيست به خودى خود پديدار شده بلكه يك صاحب قدرت و اختيارى بايد آن را پديد آورده باشد .
شهادت حكماى فرنگ
امروز كه پايهء تحقيقات و تدقيقات باوج كمال رسيده و هزاران اسرار و رازهاى نهفته فاش شده و بالاخره حقايق اشياء نقاب از چهره برداشتهاند تماشا كنيد فلاسفه و حكماى بزرگ پس از غور و خوض در اثبات خدا همين دليل را توانستهاند بياورند كه در سيزده قرن پيش قرآن مجيد بطريق ساده و نزديك بفهم عامه و بالاخره صاف و روشن آورده بود .
نيوتن ميگويد « تناسب و ترتيب يا همآهنگى كه در اجزاء كائنات با وجود هزاران انقلابات زمان و مكان وجود دارد ممكن نيست كه آن بجز از ذاتى كه اول از همه و نيز صاحب علم و قدرت است وجود پيدا كند » اسپنسر يكى از حكماى بزرگ عصر حاضر مىنويسد « از تمام اسرارى كه در آنها اين كيفيت است كه هر قدر زياد غور كنيم همان قدر غامض ميشوند اين قدر قطعى ثابت مىشود كه فوق انسان يك قوهء ازلى و ابدى موجود است كه تمامى اشياء از او صدور مىيابد »
كيمل فلامريان عالم شهير فرانسه ميگويد « تمامى فحول و اساتيد فن از فهم اين مطلب عاجزند كه وجود از كجا و چگونه آغاز شده و چطور يكنواخت دارد پيش ميرود و لذا ناگزير شدهاند كه اقرار بوجود خالقى كنند كه مؤثر بودن او هميشه و هر آن قائم و برقرار مىباشد »
پروفسور لينه « 1 » چنين مىنويسد « خداى توانا و دانا از عجائب صنع خود طورى جلو چشمم جلوهگر ميگردد كه چشمانم باز باز و من به كلى مسحور و ديوانه مىشوم .
در هر چيزى هر قدر هم خرد و كوچك باشد چقدر عجائب قدرت ، عجائب حكمت و عجائب صنع او يافت مىشود » ! ! .
فونتل در انسائيكلوپيديا چنين مىنويسد : مقصد علوم طبيعى فقط اين نيست كه عطش عقل ما را از آب زلال خود فرو بنشاند بلكه مقصود و منظور عمدهء وى اين - است كه ما نظر عقل خود را به طرف خالق كائنات دوخته و فريفتهء عظمت و جلال او گرديم . »
هامش
( 1 ) -enneL